|
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمهاچه قدر عاطفه تنهاست بین آدمهاکسی به حال شقایق دلش نمی سوزدو او هنوز شکوفاست بین آدمهاکسی به نیت دل ها دعا نمی خواندغروب زمزمه پیداست بین آدمهاچه می شود همه از جنس آسمان باشیمطلوع عشق چه زیباست بین آدمهاتمام پنجره ها بی قرار بارانندچه قدر خشکی و صحراست بین آدمهابه خاطر تو سرودم چرا که تنها تودلت به وسعت دریاست بین آدمها
تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش
گریه نکن آروم بگیر بفکر زندگیت باش
غصم میشه اگه بفهمم داری غصه میخوری
شکایت از کسی نکن با اینکه خیلی دلخوری
دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون
دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون
دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش
بازم منو بخاطر تموم خوبیات ببخش
منو ببخش...منو ببخش..
اصلا فراموشم کنو فکر کن منو نداشتی
اینجوری خیلی بهتر بگو منو نخواستی
برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسشداری
اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری.......
امشب همه چیز رو به راه است همه چیز آرام آرام..... باورت می شود؟! دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم (( با یاد تو )) تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام یاد گرفته ام چگونه بیصدا گریه کنم یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشتم بیصدا کنم تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی یاد گرفته ام...نفس بکشم بدون تو...وبه یاد تو یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... وجای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام یاد گرفته ام بدون تو بخندم یاد گرفته ام بی تو گریه کنم ... و بدون شانه هایت... یاد گرفته ام .... که دیگر عاشق نشوم به غیر تو... یاد گرفته ام که دل به کسی نبندم ومهمتر از همه یاد گرفته ام که با یادت زنده باشم و زندگی کنم اما هنوز یک چیز هست که یاد نگرفته ام که چگونه ..... برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم.. و نمی خواهم که هیچوقت یاد بگیرم تو نگرانم نشو ... !
من تنها نيستم،اشکهايم را دارم اشکهايي که از غم تو بر گونه هايم جاري است من تنها نيستم لحظه ها را دارم،لحظه هايي که يکي پس از ديگري عاشقانه مي ميرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند من تنها نيستم چرا که خيالت حتي يک نفس از من غافل نمي شود چقدر دوست دارم لحظه هايي را که دلتنگ چشمانت مي شوم هر لحظه دوريت برايم يک دنيا دلتنگي است و چقدر صبور است دل من چرا که به اندازه تمام لحظه هاي عاشق بودنم از تو دور هستم ولي من باز چشم براهم... چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هديه کني...
گاهی که می خندم دیوانه ام میخوانید گاهی که از سر بغض گریه میکنم مجنونم میخوانید ای جماعت! سازهایتان را کوک کنید تا به هر سازی که شما میخواهید برقصم
چرا که تو نیمی از من هستی و من نیمی از تو ! نمی دانم کی . کجا و چگونه به تو خواهم رسید ولی با امید رسیدن به تو هستی را می کاوم چرا که ادامه مسیر بی تو بسیار سخت و دشوار است نمی دانم تو را در چه قالبی خواهم شناخت ! آیا تلاطم نگاهمان در یک عبور ساده اتفاق را رقم خواهد زد و یا ... نمی دانم در این شهر و دیار ره می پیمایی و یا شاید هم وطن نیز نباشیم ولی مهم این است که هم دل باشیم و هم فکر نمی دانم آیا طلوع ستاره آشنایی مان افولی زود هنگام خواهد داشت و یا ... زمان مهم نیست حتی اگر لحظه ای باشد رسیدن به مقصد مهم است به راستی کجایی ای همسفر من ؟
میخوام یک نفس تا مرگ برم دیگه بلد نباشم بغض کنم دیگه یادم نیفته که چه قدر تنهام دیگه... خدایا اجازه هست حالم از دنیات به هم بخوره ؟
یک نفر می پرسد... چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یک نفر زمزمه کرد.... باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. شیشه پنجره را زود شکست. کاش آنشب که دلم مثل آن شیشه مغرور شکست عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را بر می داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما آنشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید.... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه پنجره هم کمتر است؟ دل من سخت شکست اما، هیچکس هیچ نگفت و نپرسید چرا؟
|
About
سلام!من تینا هستم نویسنده این وبلاگ.امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد. Archivesبهمن 1390دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 Links
hollywood 21 |